3. موسيقي. خاطرنشان شد كه نويسندگان عربي دربارهٴ وزن مخصوص همه شرقي بودند.
برعكس، جالب است كه همهٴ محققان موسيقي، اعم از يهودي و مسلمان، از مغرب برخاستند.
ابوالصلت طبيب، رسالهاي در موسيقي نوشت كه تنها ترجمهٴ عبري آن در دست است؛ چنين رسالههايي بدان زبان بسيار كمتر از عربي وجود دارد. ابنباجه به موسيقي توجه عميقي داشت.
گويند ابراهيم برحيه رسالهاي در باب موسيقي را از عربي به عبري ترجمه كرد، و مسلماً دايرةالمعارفش به نام
يسود هَـه ـ تبنه، فصلي دربارهٴ موسيقي داشت.
در مورد آثار موسيقي لاتيني ابتدا مختصري در موسيقي1 و رسالهٴ الحان2 تأليف فروتلف بامبرگي را ذكر ميكنم. فروتلف در 1103، درگذشت. آدلارد باثي در فرانسه بهتحصيل موسيقي پرداخت؛ و
رسالهٴ حساب خوارزمي، كه به احتمال زياد توسط آدلارد ترجمه شده، فصلي درباب موسيقي داشت. استاد لئونينوس، ارگنواز نوتردام پاريس، رسالهاي نوشت3 كه در آن فاصلههاي مختلف نُتها خاطرنشان شده بود. خلف او پروتينوس اين نتنويسي را بهتر كرد.
ز. شيمي
1. مسلمانان. رسالههاي مختلفي در باب كيميا را به طغرايي، شاعر ايراني، نسبت دادهاند. او به عربي مينوشته، و افكار ترديدآميز ابنسينا را دربارهٴ كيميا رد كرده است.
2. لاتيني. آرتفيوس، موٴلف اسرارآميز لاتيني ممكن است متعلق به اين عصر، باشد. دو كتاب او به نامهاي
كتاب اسرار و مفتاح اعظم حكما ممكن است از عربي ترجمه شده باشد. تا وقتي آثار طغرايي و آرتفيوس دقيقاً مورد ملاحظه قرار نگيرد مطلب دقيقتري نميتوان اظهار كرد.
دايرةالمعارف تئوفيلوس حاوي مطالب زيادي راجع به ساختن و استعمال رنگ روغن، ساختن چسبها، لاكها، روغن جلا، رنگ و غيره است، و دستوري دارد براي ساختن جوهر كه كاملاً تازه است. بدينترتيب، نقاشي رنگ روغن دستكم به نيمهٴ اول سدهٴ دوازدهم، مربوط ميشود، ولي بهخاطر نبودن مواد خشككننده، بسيار ناقص بود.
بر اثر ترجمهٴ آثار مختلف عربي، كيميا هم مانند اخترگويي، ولو در مقياسي كوچكتر، دراين عصر، در اروپا رواج يافت. از اين لحاظ، بيش از مورد آرتفيوس، كه او را فقط با توجه به طغرايي ذكر كردم، ميتوان با اطمينانخاطر بحث كرد. صرفنظر از آرتفيوس، سه تن از مترجمان اين عصر، به كيمياگري علاقه نشان دادند. تحرير تازهاي از رسالهٴ موسوم به
كليد صحيفه4 به آدلارد باثي منسوب است. قديميترين ترجمهٴ لاتيني كتاب بزرگ
لوح زمرد (زبرجد) بهدست هوگ